خاطرات جراحی فک سال 1401 دکتر حسین بهنیا

خاطرات جراحی فک سال 1401 دکتر حسین بهنیا

اولین مراجعه به دندانپزشکی بعد از عمل  

امین کولیوند | یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ | 20:25

سلام به بچه های عزیز کلی نظر برام فرستادید اما خصوصی که وبلاگ ظاهرا ایمیلو نشون نمیده که جواب بدم متاسفانه

نمیدونم آیا وبلاگ ایمیلو خودمو توی صفحه اصلی نشون نمیده ؟

چون اگثر بچه ها از طریق ایمیل با من در ارتباط بودند قبلا .

kolivand_amin1990@yahoo.com

الان دیگه یک سالو نیمه از عملم گذشته خداروشکر و تازه دیروز به دندونپزشکی مراجعه کردم برای معاینه دندونام نگران عکس انداختن بودم چون میدونستم ش فلزی نباید همراهت باشه با خودم مگفتم الان میگن از تو عکس نمیگیریم چون فلز تو صورتته که البته نمیدونم جنسشونم چیه اصلا ولی خدارو شکر گفتن اشکالی نداره عکسای چپ و راست تو گرفتم رسید به عکس روبرو که دستگاه دور سرتو اسکن میکنه وقت ا اتاق برگشتم همه یه جوری نگام کردم چندیدن تا پیچ و پینو مهره تو استخوان فک بالا و پایین بود خلاصه تا بخش تریاژ که خدارو شکر بهم گفتن دندون خراب نداری و خودم ازشون خواستم یه جرمگیری برام بنویسن تا معاینه بعدی ایشالا

جراحی_عمل_فک_بالا_پایین_

بیش از صد روز از عمل فکم گذشته صد هزار بار مبارکم باشه یادداشت دهم

امین کولیوند | شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱ | 22:50

سلام به دوستای عزیز و نازنینم . بچه ها ببخشید من مشغله های کاری و زندگیم خیلی زیاد شد و چند وقتی نتونستم بنویسم

حسی که این روزا دارم قابل وصف نیست . خدایا شکرت . همه چیز چقدر خوب رقم خورد تا اینجا بچه ها جونی
صد روز و بیشتر از عملم گذشته دیگه صورت ورمی نداره و قدرت جویدنم کاملاً برگشته حس لب بالام کاملا برگشته حس لب پایینم یش از 50 در صد برگشته حس چونه ام هم بهتر شده و مطمعنم در آینده بهبودی خیلی بالاتری بدست میارم فقط انرژی مثبتا بیان اینجا هرکی انرژیش منفیه خودش بره

آی آی آی . . . . . . . .. دست دکترم درد نکنه که انقد خوب عملم کرد خدایا شکرت که همه اون سختی ها و دل نگرانی ها و تحقیق هام جواب داد خدایا شکرت بچه ها من از نتیجه عملم در بخش زیبایش در درجه اول و بعدش همه بخش ها خیلی خیلی خیلی راضیم و اینو مدیون دستان هنرمند دکترم جناب بهنیا هستم خدایا شکر که این جور پزشکان حاذقی تو مملکتمون هست .

من صورتم خیلی زیباتر شده و اینو همه میگن اطرافیان نظرشون اینه . فک عالی . . .. عو له له

خودمو تو آینه میبینم و لذت میبرم از این همه عشق و انرزی مثبت دلیل این همه رضایت اون تغییر زیادی هست که اتفاق افتاده اره من کاندیدای واقعی عمل فک بودم من به یکی از آرزوهای بزرگ زندگیم رسیدم و خدایا ممنونم که منو به آرزوم رسوندی و لذت درک رسیدن به آرزو رو به من چشوندی بچه اگه ما در چند قرن قبل حتی یک قرن قبل زندگی می کردیم شاید هیچ کدوم نمیتونستم به این کار دست پیدا کنیم و تا آخر عمر محکوم بویم به این زندگی ما جزو انسان هایی بودیم که خوشبختانه تولد یافته عصر حاضر بودیم پس اگه بگم برای خیلی از انسانها ه قبلا زندگی کردن این آرزویی غیر ممکن بوده اشتباه نگفتم .

وقتی لبخند میزنم دوست دارم صد بار دیگه ام لبخند بزنم چقد قشنگ شده حرف زدنم وقتی نفس میکشم تا عمق مغزم اکسیژن احساس میکنم . هیچ وقت نفس کشیدن انقد بهم حال نداده بود . اره من واقعا نفس کشیدنم تغییر کرده چیزی که حتی بهش فکر هم نکرده بودم . سایز دهنم کوچیکتر شده و مثل قبلا نمیتونم دهنمو پر از خوراکی کنم دو لپی بجوم و چاق تر بشم

چقد اعتماد به نفس من زیادتر شده هر جور دیگه دلم میخوام وایمیستم عکس میندازم هر زاویه ای فیلمام چقد خوب میشه

ما یه حس خوب تجربه کردیم . از همین جا از خدا میخوام هرکس این عمل و روزای سخت و پشت سر میزاره هترین نتیجه ممکن رو بگیره

بچه ها دفعه بعد اومدم میخوام در مورد هزینه هایی که از بیمه گرفتم هم صحت کنم

ای عزیزای دلم شما رو مسپارم به خدا مهربون

روز عمل 29 فروردین سال 1401 . عمل جراحی فک بالا و پایین و چانه یادداشت نهم  

امین کولیوند | جمعه سیزدهم خرداد ۱۴۰۱ | 17:20

سلام خدمت همه دوستای گلم و سلام به تمام کسایی که این نوشته رو میخونن و قراره یک از بزرگترین کارای زندگیشونو انجام  بدن . سپردن صورتشون که سالها باهاش خاطره دارنو زندگی کردن به تیغ تیز جراح فک و صورت

خب بچه ها همون طور که توی نوشته های قبلی براتون گفتم من کارم جوریه که 15 روز فروردین دست خودمه و من معمولا تعطیلش میکنم و استفادشو میبرم . که به مواردی تو نوشته های قبلی اشاره کردم که یکی از سخت ترین عیدا بود برام . هفته سوم و چهارم فروردین رفتم سر کار تا روز پنجشنبه خیلی ریلکس بودم خوشبختانه  توی تقویم پنجشنبه میشد 25 ام فروردین ماه از هفته قبل با یکی از درمانگاه های مجهز محل زندیگم هماهنگ کرده بودم برای گرفتن تست کرونا در روز شنبه یعنی 27 ام فروردین چون توی نامه عمل نوشته شده بود تست کرونا یا همون پی سی آر 48ساعت قبل از عمل الزامی هستش با مطب اورتودنسیم برای گذاشتن سیم جراحی هماهنگ کرده بودم (قبل از عمل سیم اورتودنسی عوض میشه که بهش میگن سیم جراحی یه ذره قطور تره و 5 یا شش تا قلاب مانند رو سیم از بالا وپایین کار میزارن که فکر میکنم در حین جراحی به کار میاد و بعدش هم برای برای مهار کردن بعد از جراحی )من صبح  شنبه رو زود از خوا ب بیدارشدم جاتون خالی رفتم پارک بزرگ محل زندگیم و پیاده روی کردم و از هوای دل انگیز صبح استفاده کردم آسمان آبی هوای بهاری درخت های قطور چنار و دریاچه بزرگ و آبیاری صبحگاهی  باغچه ها و گلها و صدای خنده و بازی  مردمی که برای نرمش صبگاهای و پیاده روی والیبال و تنیس و بدمینتون و دوچخه سواری اومده بودن همه و همه منو پر از انرژی کرد . آزمایش رو باید ناشتا می دادم . بله تصمیم گرفتم دو روز قبل عمل کارو تعطیل کنم و به آرامش خودم بپردازم و بدنمو خسته نکنم  . خیلیم ته دلم هیجان داشتم . خب بهرحال مدت ها بود منتظر چنین روزی  بودم آزمایشمو دادم همون روز هم جوابشو گرفتم این دیگه آخرین چیزی بود که باید آماده میکردم و اینکه یه سری از مدارکمم تو مطب دکتر بود که آخرین پیامو دادم به بچه های مطب که یادتون نره ها

روز یکشنبه هم به همین منوال رفتم پارک بعد قدم زدن و اینا کنار دریاچه خلوتی با خودم کردم . و کمی به روزای گذشته فکر کردم . و خدارو شکر کردم به خاطر تمام روز ها یی که تا الان گذشته به خاطر سلامتی به خاطر همه چیز و اصلا بابت چیزی ناراحت نیستم . من شانس اینو داشتم تا اون لحضه از عمر م بهرحال سلامت زندگی کنم و از این به بعد هم از خدا میخوام کمک کنه همه ما روزای سخت وقایع دردناک تو زندگیمون داشتیم یجوراییم خوشحال بودم بهرحال ما آدمایی بودیم که با این عمل با تمام سختیاش قرار بود تغییر قیافه شگفت انگیزی بدیم و این خودش هیجان داشت که ما تجرش میکنیم .

تصمیم داشتم مبلغی هم صدقه بدم که موقع برگشت به خونه یکی از اون پیرزنایی محلمون که مدت هاس میشناسمشو بنده خدا کسی رو نداره افتاد جلو راهمو گفتم خدایا شکر مستحقش پیدا شد و مقداری پول بعنوان صدقه سلامتیم دادم بهش و اومدم خونه .خب خیلی شنیده بودم از استرس شبی که صبح قراره جراحی بشی . طبق دستور من شام سبک پر انرژی خوردم  سعی کردم سر شب باشه و بعد از اون یادمه تا ساعت ده اینا با خانواده بودم  خب قرار بود ساعت پنج صبح هم داخل بیمارستان باشم . به خاطر همین ساعت 10 شب رفتم توی جام بخوابم و واقعا استرس نداشتم چون به چیزی فکر نمیکردم . و انقدر با آگاهی اومده بودم جلو حتی به نتیجه عمل هم فکر نمیکردم چون میدونستم در حالتی بهتر از حالت قبل خودم میشم .  من فقط از خدا میخواستم که همه چیز خیلی خوب پیش بره و چیزی خارج از برنامه اذیتمون نکنه بهرحال آدم از یه دقیقه دیگه خودشم خبر نداره  . آهام یه استرس کچولو داشتم خواب نمونم آخه من جای دیگه تنها می خوابم ساعت چند بار گذاشتم روی زنگ هشدار . همه چیزم از شب قیل آماده کرده بودم لباسامم حتی شستم خلاصه دم در همه چی آماده انگار میخوای بری مسافرت . من شبشو راحت خوابیدم بچه ها خداروشکر البته و شبش تصمیم گرفتم سوره یاسین بخونم . خیلی بهش اعتقاد دارم که کمک بکنه صبح بیدار شدم هنوز اذان صبح هم نداده بودن لباسارو پوشیدم شاید ساعت 4 بود با وسایلم . پدرم قرار بود منو برسونه بیمارستان مادرمم منو از زیر قرآن رد کرد خیلی حال داد کلی انرژی بهم داد . رفتیم به طرف بیمارستان لاله واقع در شهرک غرب تقریبا پشت میلاد نور بود . وقتی رسیدیم اونجا تقریبا جزو اولین کسایی بودیم که اون روز اومده بودیم بیمارستان برای پذیرش رفتیم داخل قسمت پذیرش قبل من دو تا پسر جوون بودن اومده بودن عمل بینی  اونا پذیرش شدن . دو تا خانم اومده بودن زایمان سزارین و یه آقایی برادرشو که اورژانسی درد داشت . من نفر دوم پذیرش شدم . دو سوم پول عمل رو همون جا تسویه کردن بچه ها من در مورد هزینه های عمل کامل توضیح دادم . قبلا میتونید اطلاعاتتون رو توی یادداشت های پایین تر تکمیل کنید . پذیرش منو فرستاد آزمایش خون دادم و بعدش فرستاد اسکن ریه دادم که خودش یه پروسه ای بود و بعدش  بخشی که قرار بود بستری شم رو بهم معرفی کردن و با پدرم رفتیم اونجا کارای بستریم انجام شد و حالا همش این مدت خداییش خوشحالم بودم که میخوام عمل بشم و فکر میکردم تا قبل از ساعت هشت و نیم من میرم اتاق عملو عمل میشم طبق روال بیمارستان تختمو بهم دادن اتاق دو تخته بود دمپایی و لباس و غیر و ذالک لباسمو عوض کردم جنسش خوب بود دمپاییشم بدک نبود وسایلمو گذاشتم داخل کمد . ترتمیز بود . سرویسشم تر تمیز بود انژیو کتمو گذاشتن که این آنژیو کت خودش برا من یه داستانی شد . که براتون میگم خلاصه من همه کارامو انجام دادم و منتظر بود برم اتاق عمل ساعت هشت بود مادرم زنگ زد احوالپرسی گفتم نگران نباش خلاصه هشت شد نه بعدشم ساعت ده خبری نشد خب هرچه زود تر میرفتم اتاق عمل برام بهتر بود سرم و اینام زده بودن خودم پیگیر که شدم گفتن دکتر تاخیر کرده یکمی نگران کننده بود خداییش بعد دو باره مادرم زنگ زد خونوادم بیشتر از من استرس داشتن بهش گفتم دکتر دیر اومده حالا پرستارا رو که میپرسیدم میگفتن اولین باره که دکتر دیر کرده خلاصه ساعت شد 11 دیگه فکردم که دکتر یه کاری براش پیش اومده توی اتاق روبه تخت ایستاده بودم که این فکرا از سرم میگذشت بابامم میرفت و میومد میخواستم رو تخت دراز بکشم که یهو یکی از پشت گفت لباساتو بپوش بریم اتاق عمل فک میکنم ساعت یه ربع به دوازده شده بود . یهو هُری دلم ریخت نمیدونم چرا برگشتم یه پرستار مرد بود که تا اونموقع ندیده بودمش لباسای اتاق عمل تو دستش بود بهم داد گفت عوض کن . لباسای اتاق عمل اصلا یجوریه انگار لباس نپوشیدی بعدش گفت شرتتم باید دربیاری خلاصه همه کارا انجام شد و منو گذاشتنن روی تخت ببرن اتاق عمل خب یه پتو انداختن رو کمرم لباسا نازک بود هی داشت سرد ترم میشد ما اومدیم پایین .  پایین بیمارستان اتاق های عمل بود ظاهرا من رو یه گوشه سالن رها کردن تختای مختلف بودن که میرفتن واسه عمل و یا برمیگشتن . کل پتو رو زدم سرم دیگه خیلی سردم شده بود کسایی که اونجا کار میکردن که رفت و آمد میکردن نگاه میکردن بعدش میپرسیدن بیمار کی هستی . جو بدی بود و بعد دوبار منو انتقال دادن به درب خود اتاق عمل اصلی هنوز دکتر نیومده بود هر دکتری رد میشد میخواستم  ببینم دکتر منه یا نه همه ام یه جوری میومدن نگات میکردن که مثلا این صورتش میخواد جراحی شه بعدش چه شکلی میشه نمیدونم چقد زمان گذشته بود اما انقدری بود که من کلافه شده بودم تا این که صدای دکترو شنیدم که به کارکنان پذیرش اونجا سلام داد و خوش و بش و شو خی و اینا و پرسید بیمار کو؟ اونا بهش گفتن اونجاس . بعد دوباره یه ذره با اونا خوش و بش کرد . بعدش اومد با من سلام علیک کرد  . یه چند تا سوال روتین پرسید و بعدش اونجا بهم گفت فکت یکمم انحراف داره . منم گفتم اره و اون یجوری سرشو تکون داد که خیالت راحت انحرافشم میگیرم . حالا بهتون نگم تو این مدت چقدر ذکر و آیت الکرسی خونده بودم . چند دقیقه ایه طول نکشید که خودمو توی اتاق عمل دیدم . من قبل از این دوبار دیگه ام وارد فضای اتاق عمل شده بودم . همون پرژکتور بزرگو فضای سرد و ..... دو تا تکنسین اتاق عمل خانم شیطون بلا خیلی شوخ بودن یه آقا یه خانم دیگه مسئول بیهوشی من اینا رو دیدم اون  تا دوختره خیلی انرژی داشتن و همش به من میگفتن چه چشایی داری موژه  هات بلنده تو قیافت خیلی خوب میشه بعد از عمل خدایی ازشون انرژی گرفتن بعد آقا هه یه چیزایی بهم وصل میکرد اون خانمم بالا سرم اونور  با  دستگاه ها ور میرفت  آقا هه خوشرفتار بود بهم گفت استرس نداری که گفتم نه گفت آفرین خیلی خوبه منتظر بودم مثل دفع های قبل ازم سوال بپرسن تا بیهوش بشم . بیهوشی تو دو تا تجربه قبلیم یه حس عجیبیه . اما اخرین چیزی که یادمه اینه که حضور دکتر رو احساس کردم و به محض اینکه اون خانم از کنار دستگاه اومد بالا سرم یه خانم میانسال بود اخرین لحضه اتاق عمل چهره اون خانم بود دیگه چیزی یادم نمیاد . بعدها که بهش فکر کردم . اون لحضه بیهوش شدم . ولی مثل دو تجربه قبلیم نبود

دیگه چیزی یادم نمیاد تا اینکه توی اتاق ریکاوری بهوش اومدم . بهوش اومدن خیلی جالبه کلا بنظر من این عملیات هوشبری خیلی تجربه جالبیه خب من توی اون هوش و بیهوش که بودم  دکتر و پرستار اومدن بالا سرم پرستاره فکنم همون آقایی بود که تو اتاق عملم بودش البته من نمیدونم چون فقط صدا رو میشنیدم اون پرستاره گفت چقد خوب شد . دکتر گفت خدایی A   ... A شد و من اون موقع دست دکترو گرفتم  فشردم اون موقع ای که اینکارو کردم یهو چشمم باز شد و لبخند دکترو دیدم و دیدم دستش روی لبه  برانکارد هستش . دستشو گرفتم . به نشانه تشکر فشردم . همون موقع احساس کردم عملم خیلی خوب شده . دیگه دوباره چیزی یادم نمیاد تا اینکه توی بخش بغل تختم خودمو دیدم که گفتن برو روی تخت یعنی از روی برانکارد برو روی تخت که با احتیاط این کار رو کردم .خب عمل شده بودم .و دیگه این بار سنگین از روی دوشم برداشته شده بود تا اون لحظه با تمام سختیاش .  و توی این فکر بودم که خودمو تو آینه ببینم . سرم سنگین بود فکم رو با چسب پانسمان کرده بودن نفس کشیدن سخت بود گلود درد یکی از پرستارا گفت خوشگل شدی . بابام دوباره طبق معمول گند اخلاق و .... گفت قبلا خوشگلتر بود . خداییش یکمی بهم زور داشت اما سریع خشم خودمو کنترل کردم و خودمو ریلکس کردم .  ساعت دوازده و نیم عمل من شروع شده بود تا ساعت پنج توی اتاق عمل بودم دو ساعتیم تو ریکاوری بودم ظاهرا بعد از عملم و قتی که اومدم توی بخش بهوش و بیهوش بودم همش و یادم نمیاد که فردا صبحش تو آینه خودمو دیدم یا آخر شبش اما یادم میاد که استرس داشتم آینه رو ببینم . و لحضه خاصی بود وقتی میخواستم خودمو تو آینه ببینم حتی قبلش یبار رفته بودم سرویس ولی توی آینه رو ندیده بودم . خلاصه او بار اولی که چهره جدید مو تو آینه دیدم اصلا باورم نمیشد . که این منم هرکسی خودشو خوب میشناسه من تقریبا یه آدم دیگه شده بودم . چه لبخندی زدم از روی رضایت چون اولای عمل بود هنوز تورم زیاد نشده بود . کار دکتر کاملا مشخص بود دماغمم انگار عمل شده بود چون فک بالام دست خورده بود و اومده بود جلوتر نوک دماغم گرد و تیز شده بود رو به بالا  خداییش ذوق کردم واسه خودم . چیزی که بعد از عمل کاملا بولد بود این بود که باید یخ میزاشتم رو صورتم . و منم واقعا رعایت کردم خوابیدن کلا خیلی سخت بود اما خب اون بیهوشیه انقد سنگین بود که خودت ناخواسته میرفتی اما متوجه خر خر کردن خوم میشدم احساس خفگی . دکتر  واقعا کارش تمیز بود من به هیچ عنوان خون تو دهنم یا مزه خون احساس نکردم اما یبار خوب خون دماغ شدم خون غلیظ قرمز به سمت سرویس سریع رفتم اما کار از کار گذشته بود خون رو ی زمین لباس اما به این شدت خون دماغ شدن فقط مال همون فردای عمل بود چقدر دست مال کاغذی موشکی کردم تو دماغم یادش بخیر .

گرسنه ام بود من هیچ غذایی نمیتونستم بخورم داستان نی همش الکی بود بهیچ عنوان قدرت خوردن با نی رو نداشتم  دیگه داشتم از گشنگیم میمردم . حالا پرستارم این وسط مسطا میومد و میرفتن اما کار خاصی نمیکردن تازه اون داستان آنژیو کتم این بود که برام بد زده بودن تزریق رفته بود زیر پوستم از اتاق عمل که برگشتم دستم شده بود اندازه پام  یه داستانی بود برام پماد زدن یه چسبیم چسبوندن روش که بادش بخوابه فرداش سرپرستاره اومد چسبو بکش پوست دستمم بلند شد . تا الان که شصت روزه از عملم گذشته هنوز جاش خوب نشده . تنها چیزی که میشد خورد چایی بود . یکی از پرستارا پیشنهاد چایی با عسل رو داد که دمش گرم خیلی خوب بود به عقل خودم نرسیده بود وقتی خوردم یکمی حال اومدم اما خو چه خوردنی در حد دو یا سه قاشق یا یک فنجان به زور . این آبمیوه معمولیا من خوردم دهنم سوخت . من که اصلا اهل این چیزا نیستم بابام اورد داد من که نزدیک بود خفم کنه . سرم گیج میرفت . حوصلم سر میرفت . چند باری توی سالن قدم زدم یکی از پرستارم پیشنهاد اینو داد خوب بود خدا خدا میکردم عطسه نزنم و حواسم بود چیزی جلو دماغم نیاد که باعث عطسه شه دکتر یه لیست دارو داده بود که چیز خاصی نبود یه شربت مولتی یتامین چرک خشک کن و استامینوفن به صورت شربت همینا بود. دیگه هکه چیز روتین بود تا این که من بعد از ظهر فردای عملم ترخیص شدم . حرفم نمیتونستم بزنم خیلی چیزارو به بابام میگفتم انجام بده که متوجه نمیشد و من واقعا عصبی و کلافه میشدم  . اما بازم خودمو کنترل میکردم . اصلا حال و حوصله لباس عوض کردن نداشتم  باورتون میشه با همون لباسای بیمارستان رفتم خونه البته صبحشم کارتمو دادم به بابام رفت تسویه کرد . و بعد از ظهرش رفتم به سمت خونه یه تماس تصویری توی گروه فقط خانواده خودمم داشتم ظهرش . صندلی جلو نشستم سرمو زیاد نمیتونستم بیارم پایین اما تا حدودی حرف میزدم چون همون طور که قبلا گفتم عملم باز بود .

 

روز عمل جراحی فک

گرفتن معرفی نامه عمل و دستورات قبل و بعد از جرای فک از مطب دکتر حسین بهنیا یادداشت هشتم

امین کولیوند | پنجشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۱ | 1:27

سلام بچه ها بازم خوابم نبرد . یه حس نگران کننده ای دوباره اومد سراغم اونم با این وضعیت نابسامان داخل ایران از اقتصادی گرفته تا غیره گفتم بنویسم تایکمی حالم خوب تر بشه

اگر اشتباه نکنم روز  24 فروردین بود که رفتم مطب دکتر بهنیا و نامه عمل که همون معرفی نامه به بیمارستان لاله در شهرک غرب بود رو گرفتم تقریبا از یک ماه قبل از عمل توی واتساب دائم با منشی مطب در ارتباط بودم توی واتساپ بود که بهم گفت مدارکتو بفرست تا نوبت عمل رو مشخص کنم . مدارک شامل عکسهای فتو گرافی و رادیو لوژی و مشخصات فردی بود عمل روز 29 فروردین که فک میکنم دوشنبه بود تعین شد .

محتویات داخل نامه عمل : اول که نوشته بود آقای .......... را بابت جراحی فک بالا - پایین و چانه بستری کنید و بعدش مواردی رو ذکر کرده بود که داخل بیمارستان قبل عمل انجام بشه مواردش رو یادم هست براتون مینویسم

اسکن ریه - آزمایش خون - تدارک دیدن دو واحد خون و چندین تا مورد دیگه

منشی مطب همراه نامه عمل یک برگه دیگه هم به من داد که شامل دستورات قبل و بعد عمل بود  که براتون مینویسم .

نکات و دستورات قبل از عمل جراحی فک و صورت :

1- تهیه رادیو گرافی ها
2- عکس های فتو گرافی که از مراکز تخصصی فتوگرافی پزشکی گرفته میشود  .
3- قالب گچی  (توسط اورتودنتیست تهیه میشود )
4- در آقایان تراشیدن رییش و سیبیل به طور کامل قبل از مراجعه به عکسبرداری و همچنین عمل جراحی الزامی می باشد . در خانم ها بافتن مو از کف سر به صورت افریقایی الزامی می باشد .
5- چند روز قبل از عمل سیم جراحی توسط اورتودنتیست گذاشته شود .
6- انجام تست کرونا  پی سی آر دو روز قبل از عمل در بیمارستان لاله الزامی است .
7- روز عمل از ساعت 5 صبح در بیمارستان لاله ناشتا حضور داشته باشید .
8- شب قبل غذای ساده میل کنید .

رایج ترین عوارض احتمالی :
- ایجاد اختلال در حس لبها برای چند ماه و بعضا بیشتر که در اکثر موارد موقتی است ولی در مواد نادر ممکن است دائمی باشد .
- حرکت لبها و خنده برای حدود دو تا سه ماه ممکن است غیر طبیعی و غیر قرینه باشد . که کم کم به حالت عادی بر میگردد  .

و پشت برگه مراقبتهای بعد از عمل جراحی فک و صورت رو نوشه بود :

1-احتمال خونریزی بعد از جراحی فک و دهان به مدت چند ساعت طبیعی می باشد .
2- دستورات دارویی بعد از عمل طبق نسخه استفاده گردد  .
3- تورم در روزهای بعد از عمل افزایش می یابد و کم کم طی مدتی ( چند هفته ) کاهش می یابد .
4- در روزهای اول بعد از جراحی از مصرف سیگار - الکل و کافئین تا 3 هفته بعد از عمل خود داری شود  .
5- گلو درد در ساعات اولیه بعد از بهوش آمدن می تواند به علت تحریک لوله بیهوشی باشد .
6- در 24 ساعت اول بعد از عمل از بخور سرد یا کمپرس سرد استفاده شود . 
7- از معایعات فراوان ( فرنی - سوپ - آب ماهیچه  و ... ) با قاشق و یا با نی استفاده شود  .
8- در روز های اول محل زخم ممکن است خاکستری رنگ باشد که طبیعی است  .
9- از فردای روز جراحی دهان خودرا با آب نمک رقیق شستشو دهید . (غرغره کردن )
10- از روز بعد از عمل سرم نمکی بریزید و سپس بدون اینکه در بینی رابگیرید فین نمایید در صورتی که هنوز گرفتگی وجود دارد . از قطره بینی استفاده کنید  .
11- از فردای روز جراحی از مسواک بچگانه به همراه خمیر دندان استفاده شود. و در اولین مراجعه بعد از جراحی حتما همراهتان باشد  .
12- تورم کبودی بعد از عمل جراحی طبیعی می باشد . ممکن است تا مدتی طول بکشد  .
13- در هنگام استراحت می بایست سر و گردن 20 درجه بالاتر از تنه باشد  .
14- 3 الی 4 هفته بعد از عمل می توانید . ورزش های نسبتا سبک داشته باشید  . تا 3 ماه بعد از عمل از انجام ورزش های سنگین خود داری کنید .
15- به چسب های روی صورت و شانه دست نزنید. و از خیس شدن آن جلوگیری کنید  . 
16- با استفاده از پماد ویتامین A لب های بیمار چرب شود  . 
17- در هنگام رانندگی و استفاده از وسایل نقلیه استفاده از کمربند ایمنی ضروری میباشد . و از مسافرت طولانی مدت پرهیز شود  .
18 - بیماری که تحت عمل جراحی فک قرار گرفته است . باید مراقب باشد تا ضربه ای به فک وارد نشود . زیرا می تواند با عث جابه جایی استخوان ها شده و یا ابزار نگهدارنده داخل فک را شل نماید  .
19- حمام سر و بدن می تواند انجام شود اما در هفته اول از خیس شدن چسب های صورت جلوگیری شود .

 

 

 

روزمرگی های بعد از انجام اورتودنسی تا رو آماده شدن برای عمل جراحی فک  یادداشت هفتم

امین کولیوند | یکشنبه یکم خرداد ۱۴۰۱ | 22:36

سلام خدمت دوستای گل و نازنینم . دلم براتون تنگ شده بود . خب چه ها اورتودنسیم سختیای خودشو داره دائم این سیما تو دهنته ظاهرتو بد میکنه از طرفی خیلی موقع ها مثلا سر کارو مجلس و خیلی جاهای دیگه نمیشه چیزی بخوری و زودی باید بری مسواک بزنی تازه همینجوریش واقعا نمیشه بهداشت دندوناتو رعایت کنی مثلا نمیشه راحت نخ دندون کشید . روزاییم که میری مطب سیم رو عوض میکه کل دندوناتو اینا درد میکنه  غذا راحت نمیتونی بخوری همه  آشنا و غریبه ازت میپرسن چقد هزینه کردی کلا خود عملیات مسواک زدنشم سخته وای از اون روزی که کوکش نامیزون شه گیر کنه توی لب و لوچت دیگه تا اون جلسه ای که میری پیش دکتر داغون میشی . و بدتر از اینکه با انجام عمل تموم نمیشه و هنوز درمان اورتودنسی ادامه پیدا میکنه  .

چیز که واقعا توی این اورتودنسی منو اذیت کرد و همچنین موقعیت زمانی که داخلش بودیم وجود ویروس کرونا این بود که من حدود  4 یا 5 ماه از زمان آمادگیم برا عمل گذشته بود و هنوز عمل نشده بودم ضمن اینکه خود وجود این سیمها قطعا ضرر داره برای دندونا اولیش به خاطر اینکه بهداشت دهان میاد پایین .

و روزها به دنبال هم گذشت تا آخرین روزهای  اسفند ماه  سال 1400 آمد طی هماهنگی ها با مطب آقای دکتر به من اعلام شد که روز عمل شما 29 فروردین ماه 1401خواهد بود .

عید داشت میومد سال جدید و اینکه به جز فکر عمل یه سری کارای دیگه داشتم که بهم استرس میداد . باید همه چیزو جمو جور میکردم خداروشکر تا قبل از عید اکثر اون موارد بجز فکر عمل حل شد . عید امثال م از اون عیدا بود که تنها بودم . البته هفته اولشو و هفته دومشو رفتم شهرستانون که کرمانشاه هستش ولی زیاد بهم خوش نگذشت یه جوری بودم انگار دوست داشتم هرچه زود تر همه چی تموم بشه و خودمو روی تخت اتاق عمل ببینم استرس نداشتم ولی بیطاقت میشدم که با کارای معمولی مثل مهمونی که همیشه خوبه و دید و بازدید اقوام حالم خوب نمیشد و انگار نیاز داشتم یه کار یا برنامه غیر عادی وجود داشته باشه برام .و البته این قضیه ام برای من یکم ناراحت کننده بود که از تعطیلات عید نتونستم برای دوران نقاهت استفاده کنم چون ما کلشو تعطیل بودیم

برگشتیم تهرا ن و من رفتم سرکار تا روز 25 ام فروردین ماه  که روز پنجشنبه بود. رفتم سرکار  . من واقعا هیچ استرسی نداشتم و منتظر روز عمل بودم روحیه ام خوب بود . ریلکس بودم . راستش واقعا این حال خودم بود که خوب بود چون دنیای پیرامون همشم مثبت نبود اما من اجازه نمیدادم چیزی اذیتم کنه . خیلی چیزا از مغزم میگذشت که منم مثل هر آدم دیگه یکم نگران میشدم اما خودمو به خدا سپردم و گفتم  خدایا کمکم کن

نقش منفی داستان من بابام بود. البته خب من سی و دو سالمه و بابام تو این هزینه به اندازه سرسوزن نقشی نداشت اما کلا با عملم مخالف بود . اون موقع هایی که تازه اورتودنسی کرده بودم . میگفت این جه کاریه آیا نتیجه بگیری آیا نگیری و خلاصه تا دلت بخواد از این حرفا قبل و بعدعمل اما من دیگه پوستم کلفت تر از این حرفا شده بود اینو واقعا میگم . و این حرفا حتی یک اپسیلون در من اثر نمیذاشت . و بیشتر از همیشه به خودم متکی بودم و استقلال شخصیتی داشتم .  خب این یه حرف دلی بود که باهاتون زدم .  . امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه و قدر  داشته هاتونو بدونید .

 

آماده

شدن

برای

روز

آغاز اورتودنسی  یادداشت ششم

امین کولیوند | پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 13:58

بعد از اینکه توی مطب دکتر حسین بهنیا معاینه شدم و ایشون دکتر اورتودنسی رو معرفی کردند . و من هم به حرف ایشون گوش کردم نامه و دستور اورتودنسی رو نوشتند .  منشی داخل پاکت به من داد . که در اولی نفرصت از مطب خانم دکتر طهرانچی وقت بگیرم برم اونجا برای انجام اورتودنسی .

خب اون شیطنتی که میخواستم بگم این بود :همون پاییز 1399 قبل اینکه بخوام برم مطب خانم دکتر طهرانچی باز گفتم یه سر برم این کلینیک دندانپزشکی امام خمینی در بلوار کشاورز که بیمه پدرمو همون نیروهای مسلح قبول میکنه ببینم اوضاع چیه و آیا میتونم هزینه ها رو کاهش بدم یانه وقتی رفتم اونجا بعد نوبت و شماره و معطلی  رفتم تو قسمت اورتودنسی  برای معاینه و اینکه بینم هزینه رو چقدر اعلام میکنن. یه دکتر مرد اومد تا منو دید گفت بله فک بالا وپایین اینا خلاصه بقیه داستان ولی خب حالا دوباره مثل همون دکتر خانم که توی یادداشت های گذشتهتوضیح دادم شروع کرد نازو نوز ادا مدا که اره اینجا فلانه و هزینه اورتودنسی شما بالاستو منم بهش گفتم چند گفتم مطبم بیس تومن که من اونجا بهش گفتم من میخوام برم پیش دکتر طهرانچی و بهنیا یه دستی زدم . کاملا شناخت چون معروفن یدفه گفت اونا که خیلی گرونن بیست و پنج اورتودنسی رو میگیرن . تا اینو گفت . منم گفتم  بهم گفته پونزده تومن آقا یدفه خشکش زدو خودشو جمو جور کرد . دکترای کاسب انرژی منفی که فقط فکر پول توی جیب خودشونن با ترفندای مختلف بیمارو بالا پایین میکنن . میدونی من فکر چیم اون دسته از افرادی که واقعا این مشگلو دارن و باید درمان شن اما با داشتن مشکلات مالی . نداشتن حمایت چون بهرحال 99 درصد این بیمارها خیلیم  جوون هستن و ممکنه اصلا درآمدیم نداشته باشن اونوقت یه اینجور دکترایی نا امیدشون میکنن و این خودش باعث میشه این جوون بیچاره روحیه خودشو ببازه که آره من نمیتونم این عملو انجام بدم از پس هزینه ها بر نمیام

خلاصه مدارکمو جمع کردمو از اونجا اومدم بیرون و با خودم گفتم چه اشتباهی کردی آخه اومدی اینجا دیگه سر وقت نوبت رفتم مطب خانم دکتر طهرانچی توی میدون ونک . خیلی جای تمیز و مرتب و مدرنی بود یه خانم بسیار مودب بودن و خوش اخلاق خلاصه ویزیت شدم و معاینه و نامه معرفی رو تحویل دادم و جلسه اول قالب گیری شدم . قالب گیری حس خوبی داره یه ماده نرم ژله مانند میکنن توی دهنت . 

درمورد اورتودنسی نگران این بودم که قراره وسیله خاصی استفاده بکنه . به خاطر مشکلات فکی . که مثلا این وسیله از دهن بزنه بیرونو به پیشونی وصل بشه اخه توی عکسها دیده بودم قبلا ولی خب این برای بچه هایی(زیر سن بلوغ ) که مشکل فکی دارن استفاده میشه .از خانم دکتر پرسیدم گفت نه همه چی داخل دهانه خیالم راحت شد.

یکی از جمله هایی که خانم دکتر به من گفت تو اون جلسه اول سیم کشی و رفت توی حافضه بلند مدت من این بود که :

خب میخوای تغییر قیافه بدی تا جایی که ممکنه تو فرودگاه بگیرنت و باید عکس گذرنامه ات رو عوض کنی

خب جلسه اولم سیمکشی شدم . دندونام رفت توی فشار یه درد ملایم جالبی کل دندونام داشت خانم دکتر گفت اگه دیدی اذیتت میکنه یه قرص استامینوفن بخور . وقتی اومدم خونه و غذا خوردم چشمتون روز بد نبینه یه درد عجیبی داشت عینهو نی نی ها دوس داشتم یه چیز نرم ژله ای رو گاز بزنم

از صفر تا صد هزینه های جراحی فک - یادداشت پنجم

امین کولیوند | پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 1:39

سلام و عرض ارادت خدمت تمام دوستان گلم .

خب بچه ها جونم هزینه های درمان : هزینه اورتودنسی نزد خانم دکتر طهرانچی و هزینه عمل فک بالا و پایین و چانه نزد دکتر حسین بهنیا در شهر تهران بیمارستان خصوصی لاله واقع در شهرک غرب

من پاییز سال 1399 شروع کردم اون موقع (پاییز 1399)هزینه اورتودنسی رو به من 15 الی 18 میلیون اعلام کردند اینم بگم که خانم طهرانچی به من گفتند با توجه به اینکه بیمار دکتر بهنیا هستی و هزینه عمل هم روی گردنته همون 15 میلیون رو در نظر میگیریم یعنی بیمارای عادی بدون عمل رو همون 18 میگرفت . و هزینه عمل رو که قبلا توضیح دادیم با توجه به نوع عمل که بالا یا پایین یا هردو که مال من هر دو بود 35 میلیون اعلام شد(پاییز 1399) . یعنی با یه حساب سرانگشتی مینیمم هزینه کلش پنجاه  میلیون بود دیگه بدون هزینه ایاب و ذهاب و عکسو این ور اون ور خب خداروشکر هزینه اورتودنسی زیاد فشار نمیاره بهرحال یک سومشو اول گرفتن و مابقی هرجلسه که میرفتم یه تومن کارت میکشیدم تقریبا ماهی یکبار میرفتم . اما خب همه ما میدویم که ما در کشور تورم زده ایرا ن زندگی میکنیم و خداییش توی این سال های اخیر مخصوصا از سال 1396 به بعد که دلارا اینجوری تکون خورد . و رشد تورم و نابسامانی قیمتها به شکل عجیب و غریبی نجومی بالا می رفت خیلی راحت میشد حدس زد که هزینه عمل تغییر خواهد کرد ضمن این که مهمان ناخوانده کرونا ویروس هم جولان میداد و خدمات درمانی کند شده بود دکتر کمتر عمل میکرد . و تلف شدن زمان شرایط رو به سمت تغییر قیمت به صورت چشمگیر سوق میداد . و دقیقا این اتفاقات دامن گیر من شد . طوری که اوایل زمستان 1400 بعد گذشت یک سال از اورتودنسی ضمن اینکه باز متوجه بودم که دکتر اورتودنسی یه خورده کارو دیر پیش میره هم به خاطر اینکه وقت عمل دکتر پر بود و هم کرونا ویروس هنوز عرض اندام میکرد  من تازه آماده عمل شده بودم . که هر چقدر تلاش کردم منو توی سال 1400 عمل کنن نشد چون میدونستم 1401 یعنی افزایش نرخ ها . خلاصه رسید اون روزی که باید میرسید روزی که باید میرفتم نامه عمل رو از مطب دکتر میگرفتم خب اون روز باید هزینه عمل هم میپرسیدم بچه ها اون روز هزینه عمل رو منشی آقای دکتر 55 میلیون اعلام کرد (فروردین 1401) البته من قبلش چندین بار به واحد ترخیص یمارستان لاله زنگ زده بودم و از هزینه عمل اطلاع پیدا کرده بودم اخه همش در حال حساب و کتاب بودم  . بله آخرش من هم مثل تمام هموطنانم دستخوش تیغ تیز تورم شدم . چون نمیتونستم دقیقا چه چیزی تو بیمارستان در انتظارمه قطعا باید حسابمو از این مبلغ بیشتر هم شارژ میکردم . کار از محکم کاری عیب نکنه آخه دقیقا متوجه نشده بودم که هزینه بستری جدا هست یا نه خب چون در مورد هزینه ها دارم حرف میزنم و الان دیگه بعد از گذشت عمل هست که دارم این خاطراتو مینویسم کاملا متوجه شدم . چیزی که من در بیمارستان اضافه بر سازمان پول دادم با توجه به نامه عملم یک اسکن ریه و آزمایش خون بود که پولشو جدا حساب کردم .و اون چیزی هم که به صورت واقعی اتفاق افتاد این بود که هزینه کل عمل و بیمارستان پنجاه میلیون (50)شد .

 

خلاصه من تاروز عملم یعنی 29 فروردین 1401 هزینه اورتودنسی هزینه عمل هزینه عکس برداریها فتو گرافی- رادیو لوژی - اسکن و ایاب و ذهاب و تدارک مواد غذایی بعد عمل که بعدا بهش اشاره میکنم به طور مفصل هفتاد میلیون تمام شده بود .

خب عزیز جانم امروز که من دارم برای شما این متن رو مینویسم اردیبهشت 1401 هزینه اورتودنسی 35 میلیون اعلام شده و با هزینه عمل 55 میلیونی برای فک بالا و فک پاییین و چانه (اردیبهشت 1401) فقط در این بخش بدون هزینه های جانبی که گفته شددر متن بالا  میشه نود (90 ) میلیون تمام. مدیونی اگه پشیمون بشیاانرژِت مثبت باشه خدا بزرگه حتما راهی برات باز میکنه

خب همون طور که گفتیم این مبلغ با توجه به نوع عمل شما دکتر های شما بیمارستان شما شهر شما تغییرات خواهد داشت .

 

 

 

هزینه

جراحی

فک

تحقیقات من درباره دکتر . بیمارستان . نوع عمل و غیره  - خاطره چهارم

امین کولیوند | چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 13:59

سلام دوستای عزیزم انشالله که حال همتون خوب باشه و سلامت  . خب همون طور که توی چند یادداشت قبلی گفته بودم من پروسه زمانی زیادی رو طی کردم تا از لحاظ موقعیت اجتماعی و غیره به این نتیجه رسیم که دیگه عمل کنم . ضمن اینکه توی سن سی سالگی با پخته شدن بیشتر شخصیتم دیگه مسئله قیافه چندان برام مهم نبود . مهمترین مسائلی که باعث شد عمل کنم این بود که از لحاظ درمانی واقعا بهش نیاز داشتم و اینکه آدمای شبیه خودمو که پیر شده بودن رو میدیدم متوجه شدم دچار مشکلاتی در نایحه دندوناشون شدن که ناشی از ناهنجاری فکی بوده خلاصه توی این چندین سال من یه عالمه مقاله و خاطرات فک و نشت و سمینارپزشکی و غیرو ذالک دنبال کرده بودم و کلی مطلب و کلیپ در مورد جراحی فک توی اینترنت خوندم و دیدم خداروشکر بخاطر وجودنعمت اینترنت سایت های خارجی و عکسهای خارجی هم بررسی میکردم . میدونید که کشور کره جنوبی در زمینه این عمل ها در چند سال اخیر خیلی خوب عمل کرده و واقعا عملاشون حیرت انگیزه . ولی باز بچه ها صد هزار مرتبه خداروشکر که ما هم تو کشوری زندگی میکنیم که بهرحال با تمام نقص هایی که در مجموعه درمان و بیمه داریم اما یه چند تا پزشک حاذق هستن که بهرحال بریم در مطب اونا و به قول معروف دق الباب کنیم . ولی واقعا اگه آدم پول و هزینه شو داشته باشه چرا که نه برای این عمل حتی میتونه به پیشرفته ترین کشور دنیا در این زمینه سفر کنه . و بهترین نتیجه ممکن رو بگیره .

قبلا گفته بودم من آدم حساسی هستم و به خودم قول داده بودم که باید بهترین دکتر ایران منو عمل کنه و هزینش اصلا برام مهم نیست . و ماحصل تمام تحقیقات من در ایران دکتر ابوالحسن مسگر زاده پدر فک ایران بود . ایشون به روش بسته عمل میکرده ظاهراً

دکتری که همه دکترها دوست داشتن افتخار شاگردیشون رو داشته باشن . اما متاسفانه روزی که من به مطبشون زنگ زدم و خانمی گوشی رو برداشت و من باهاشون صحبت کردم گفتن دکتر به دلیل سن بالاشون دیگه عمل نمیکنن خیلی ناراحت شدم خب من اگه زودتر عمل میکردم و انقد لفتش نمی دادم حتما توسط خودش عمل میشدم که فکر میکنم اگه اشتباه نکنم در بیمارستان کسری عمل میکردند  اما در ادامه صحبتهام با اون خانم  سه تا دکتر به من معرفی کردن که اولینشون  دکتر حسین بهنیا بود . و من چون اسمش اول اومده بود احساس کردم که به ترتیب اولویت گفتش . خب برای من چه دکتری بهتر از دکتری بود که بهترین دکتر ایران اونو معرفی کرده بود .

خلاصه از مطب دکتر بهنیا وقت گرفتم رو به روی بیمارستان دی بود داخل خیابان ولی عصر رفتم اونجا وقتی ایشونو دیدم تقریبا یه ادم شاید شصت و خورده ای سال کاملا جا افتاده بود بچه ها یکی از مهمترین عوامل انتخاب دکتر اینه که اون دکتر قبل از شما چندین هزار عمل رو در رزومه کاری خودش داشته باشه . و تحقیق کردن در رابطه با این موضوع که آیا دکتر من به روش باز عمل میکنه با بسته که من در این مورد بعدا در یادداشتی تحت عنوان تغذیه بعد از عمل توضیح کاملتر خواهم داد . دکتر بهنیا به روش باز عمل میکنن.  منم خب اون اوایل بخاطر مشکلات  مالی عملم عقب افتاد اما خداوکیلی بابتش خوشحالم چون اون موقع سنم پایین تر بودو تحقیق کردنم ضعیف تر بود.(خیلی از بچه ها هستند که اینکارارو پدر مادراشون انجام میدن براشون ) و ممکن بود در صورت عمل . کس دیگه ای منو عمل میکرد ضمن اینکه داییم که توی کادر بیمارستانه در شهرستان میگفت توی شهرستان دکترایی هستن که هزینه عملشون پاین تره قطعا سن پایین تر برای عمل خیلی بهتره برای جوش خوردن استخوانها و ترمیم عصبها و عضلات اما تمام این گذشت زمان ها به هر دلیلی حالا باعث شد که من دکتر خودم رو با آگاهی کامل انتخاب کردم و از نتیجه عملم هم بسیار راضی هستم و برام تولدی دوباره بود .

خب دکتر بهنیا به محض دیدن من گفتن فک بالا و فک پایین و حتی چونه نیاز به عمل داره . من با این تصور رفته بودم که فقط فک پایین نیاز به  عمل داره . یکم ناراحت کننده بود چون سریع درک کردم که هزینه عمل بالاتر میره  ولی مهمترین چیزی که در من اتفاق افتاده بود تصمیم بود و حتی اگه اون موقع حسابم کلا صفر بود بازم شروع میکردم و هیچ چیزی جلودارم نبود . دکتر درون لحضات به من نگاهی کرد . توی همون چند ثانیه کلی فکر از مغزم عبور کرده بود . ایشون دکتر آزیتا طهرانچی رو برای انجام اورتودنسی معرفی کردند و دستورات رو نامه نوشتند . خب اون موقع من وسوسه شدم در مورد انجام اورتودنسی در همون مجموعه امام خمینی بخاطر بیمه . این فکرم از سرم عبور کرده بود . سریع اینو مطرح کردم و دکتر در جواب گفتند کسی که این کارو انجام میده باید حاذق باشه . راستش از حرف خودم خجالت کشیدم و پشیمون شدم  بچه ها دکتر اورتودنسی هرچه بیشتر با جراح فک در ارتباط باشه کار شما موفقیت آمیز تره . پس روش کارتون اینه اول دکتر جراح حاذق پیدا کنید و از اون بخواید دکتر ارتودنسیتون رو معرفی کنه . اینجور شماهم راحت ترید چون دیگه نیاز نیست در مورد دکتر اورتودنسی تحقیقیاتی انجام بدید .

خلاصه نامه رو گرفتم و از مطب خارج شدم . و از مطب خانم دکتر آزیتا طهرانچی که میدان ونک بود وقت گرفتم پیش بسوی اورتودنسی . 

 

بچه ها توی یادداشت بعدی قبل از اینکه به مبحث شروع اورتودنسی بپردازم میخوام در مورد هزینه های کل این کار مفصل براتون بگم . چون قبل از شروع اورتودنسی اولین سوال اینه که کل هزینه من چقدر میشه ؟؟؟؟ حداقل برای خیلی از افرادی جامعه یه شیطنتی دوباره در این زمینه کردم . اونم میگم . فعلا خدا حافظ

الان یک ماه هستش از عملم میگذره  در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت هزارو چهارصد و یک باید برم پیش دکتر اورتودنسی که سیمم رو عوض کنه چهارتا کش تو دهنم هست امید وارم خارجشون کنه . ببینم چی میشه . یه ماه سرکار نرفتم . کشها اذیت کننده ان دهن کامل باز نمیشه

 

 

اورتوجرسی

انتخاب جراح فک

اولین باری که بصورت جدی دنبال کارای عمل افتادم ولی نا امیدم کردن  منصرفم کردن - خاطره سوم

امین کولیوند | چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 3:57

خب عزیزان دیگه گذشت تا اینکه من بزرگتر شدم راستش خداروشکر بخاطر اینکه از نعمات دیگه در چهره برخوردار بودم و بسیار به ورزشو هیکلو اینام اهمیت میدادم .این موضوع جلو بودن فک شاید کمی خنثی میشد خب بعضی جاهام حقیقتا مسخره میشدم ولی آدماییم بودن که میگفتن خوبه به صورتت میاد حتی یکی از دوستای داداشم بهم گفت جلو بودن فک به صورتت یه ابهتی میده ولی خب ناگفته نماند مشکل دیگه بزرگتر از این حرفا شده بود حسرت پاره کردن لقمه به دلم مونده بود . یه خندیدن درست حسابی .دندونای بالام از دندونای پایینم فاصله داشت اونم به طرز وحشتناکی طوری که زبونم از بینش خارج میشد . میک میک

یه جک براتون میگم یکم بخندید.

ساعت 3 نصف شب اومدم بالا در یخچالو باز کردم دنبال چیزی میگشتم بابام سرشو از زیر پتو درآوورد گفت:یه لیوان شیر هم بخورمن که به کل تعجب کرده بودم که چطوره که به فکر منه پرسیدم چرا؟؟؟

گفت:تاریخش تا امشبه

البته اون شیرای قدیم بود الان دیگه نمیدونم چیه که فاسد نمیشه

خلاصه من تو سن بیست ویک  سالگی دوباره رفتم دندونپزشکی اینبار برای معاینه احساس کردم چند تا دندون خراب دارم اخه روی دندونام سیاه شده بود و داستانم از اونجا شروع شد که خالم اینا خونوادگی رفتن دندونپزشکی و بچه هاشون که همسنای منم بودن یک دوتا پر کرده بودن من رفتم دندونپزشکی امام خمینی توی بلوار کشاورز جای خیلی خوبیه و بیمه نیروهای مسلح رو پوشش میده منم این بیمه رو داشتم خلاصه عکس انداختن ازم و یه دندون بغل نیشم یک سطحی پر شد . از اون به بعد من مرتب هر شش ماه یدفعه میرفتم دندونپزشکی معاینه چند بار جرمگیری کردم حداقل نمیتونستم عمل کنم اما سلامت دندونام مهم بود برام تا اینکه تو سن بیست و نه سالگی یا کمتر دقیقا روبرو اون دندون رو دوباره یک سطحی پر کردم چون دائم معاینه میرفتم اصلا به مرحله درد و عصب نرسید هیچ وقت . از کارشونم راضی بودم واقعا سفیدم پر کردم چون اینجوری دوس دارم . خب یه فلش بک بزنم من تو اون سن بیست و یک سالگی افتادم دنبال کارای عملم توی همون کلینیک اونجا دکتر جراح فک نداشت . ولی اورتودنسی یا درواقع همون شروع ارتوجرسی انجام میشد مادرم میگفت برو اونجا هزینه ها کمتر شه ولی اون خانمی که قرار بود این کارو انجام بده به من گفت هزینه های این جا برای من نمیصرفه و بیا مطبم همون موقع یه دکتر جراح خوبم معرفی کرد و گفت فوق العاده خوش دسته که من اسمش یادم نیست . خب من دانشجو بودم و پاره وقت کار میکردم حقیقتا نیاز به حمایت داشتم در اون برهه .و من خودم میدونستم که پدرم تو این زمینه آبی ازش گرم نمیشد و وقتی بهش میگفتم . استقبال نمیکرد . مخالف بود . فکرای قدیمی خلاصه میخوای چکار عمل کنی فاز نا امیدی و منصرف کردنو یه بارم بهم گفت ایشالا در آینده که دستت کامل رفت تو جیب خودت عمل کن اونجا دیگه آب پاکی رو ریخت رو دستم .اما مادرم با اینکه زن خانه داری هستش اون موقع مبلغ پونصد هزار تومن برای شروع به من داد . گفت تو برو جلو بقیش درست میشه . از اونورم توی دندونپزشکی هزینه اورتودنسی رو دو میلیون اعلام کرده بودن . و عمل هر فک حدود هفت هشت میلیون خب پول زیادی برای من بود حالا نه ساده بگن با ترسوندن و من واقعا میترسیدم توش بمونم . اون بیمه هم برای انجام اینکار اونجا کاری عملا نمیتونست انجام بده و همشون حواله میدادن به بیرون و مطبهای خودشون . بعدهام که رفتم سرکار و ادامه زندگی مشکلاتم بیشتر شده بود از لحاظ اقتصادی حتی زمانی بود که پول عمل کامل داشتم  خب سنم اومد بالاتر اهمیت عمل برام کمتر شده بود . و خیلی چیزای دیگه .تا سن سی سالگی

 

دوران بلوغ و اولین نشونه های جلو اومدن فکم  . خاطره دوم

امین کولیوند | چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 2:51

در قرن جدید و سال های اخیر با پیشرفت اموزش و درمان و غیره خب برای خانواده ها رسیدگی به فرزندان در زمینه مسائل پزشکی و دندان پزشکی اهمیت بیشتری داره که البته بخشی هم مربوط به آگاهی و سواد والدین نسبت به قبلا هستش .خیلی از مشکلات فکی و دندانی قطعا در سنین پایین تر خیلی راحت تر به درمان جواب میده تا جایی که بعضی از افراد بدون انجام عمل جراحی در همون کودکی مشکل فکیشون درمان میشه . البته همین جا یه پرانتز باز کنم که همه اینجوری نیستند و صرفا مشکلشون در کودکی حل نمیشه که بعدا در موردش صحبت میکنیم .

من هم دقیقا جزو همون خانواده های دهه شصت هستم که پدرم چندان به این موضوعات توجهی نداشت . من تنها سابقه دندون دردم برمیگرده به تقریبا چهار یا پنج سالگیم که یادمه خیلی درد کشیدمو گریه کردم که همون موقع هم دندون پزشکی نرفتم یعنی نبردنم  اولین باری که من به صورت رسمی به دندانپزشکی مراجعه کردم حدودا دوازده سالم بود. جهت یه معاینه چون اخرین دندون شیری من تو این سن افتاد . اونجا یادمه که دندونپزشک به مادرم گفت این بچه فکش مشکل داره و برای معاینه ببرید جای دیگه . اون موقع تو سنی بودم که دندونام دقیقا روی هم وایمیستاد و جلو بودن فکم مشخص نبود . و وارد سن بلوغ نشده بودم . صورتم گرد بود . منم که نفهمیدم دکتره چی گفت اما یادمه مادرم توضیح خواست که دکتره همزمان که داشت معاینه میکرد منو .  گفت خانم شما مگه دکتری ؟؟  ازین دکترای عبوس بود یا شاید بهرحال در اون لحضه حوصله نداشت .

این گذشت تا اینکه یواش یواش من وارد سن بلوغ شدمو به قول معروف استخون ترکوندم که به مرور زمان متوجه شدم فکم داره بیشتر از حد معمول رشد میکنه و هی بزرگتر میشد گاهی اوقات با خودم میگفتم خدایا هر چه زودتر هجده سالگیم تموم بشه و فکم از این بیشتر رشد نکنه هی داشت دازتر میشد خلاصه تو سن شونزد و هفده سالگی دیگه کم کم خودم که عکسامو میدیدم متوجه میشدم خندم جالب در نمیاد مخصوصا که برادر و خواهرام فک های خیلی مرتب و اصولی با دندونای ردیف داشتن . منم ته تغاری خونه بودم  با اونا مقایسه میکردم . متوجه میشدم که آره من فرق دارم ولی خب دندونام کاملا ردیف بود خداروشکر . و اینکه اطرافیان هم یواش یواش میگفتن فکت جلو هستش . خب دوره تازه ای توزندگی من بود . و این ژن از خانواده مادری به من رسیده بود . من جزو اون دسته از افرادی بودم که جلو بودن فکم در زمانی که حرف میزدم یا مخصوصا خنده بیشتر محرز میشد در زمان بسته بودن لبهام به دلیل انحرافی ک در فک داشتم و سایز دهانم کمتر مشخص بود نسبت به بقیه افراد که حتی با بستن ساده دهانشون و اومدن لبها روی هم به شدت مشخصه که ناهنجاری فک دارن و همون سایز داخل دهانم باعث شد که من در حین طول درمانم هیچ دندونی نکشیدم که این خودش یکی از حسن ها بود و دکتر ارتودنسی من برای اولین بار که منو دید گفت یجوری فکت چرخیده که تو حالت دهان بسته نسبت به بقیه بهتری

ناهنجاری

فک بالا

فک پایین

مطالب قدیمی تر
مشخصات وب
خاطرات جراحی فک سال 1401 دکتر حسین بهنیا
  • صفحه اصلی
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جراحی فک بالا - پایین - چانه توسط دکتر حسین بهنیا
  • از صفر تا صد هزینه جراحی فک
  • عمل فک توسط دکتر حسین بهنیا
آرشیو وب
  • آذر ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
برچسب ها
  • جراحی (2)
  • فک (2)
  • فک پایین (1)
  • فک بالا (1)
  • اورتوجرسی (1)
  • انتخاب جراح فک (1)
  • روز عمل جراحی فک (1)
  • جراحی_عمل_فک_بالا_پایین_ (1)
  • آماده (1)
  • بالا (1)
  • شدن (1)
  • پایین (1)
  • چانه (1)
  • ناهنجاری (1)
  • هزینه (1)
  • برای (1)
  • روز (1)
  • عمل (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای خاطرات جراحی فک سال 1401 دکتر حسین بهنیا محفوظ است .